غلامعلى صفايى
420
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
مىباشد ، مانند قول أبي ذويب هذلى در مرگ فرزندان خود كه همگى به مرض طاعون مردند : « بينا تعانقه الكماة و روغه * يوما اتيح له جري سلفع » « 1 » شاهد : در اضافه بين اسم مفرد - غير جمله - بعد ، با وجود الحاق الف به كلمه « بين » مىباشد . تركيب شعر : « بين » ظرف متعلق به « اتيح » و مضاف به « تعانق » كه اضافه به ضمير مفرد مذكر شده است و « الكماة » جمع « الكمي » مفعول « تعانق » است كه مصدر باب تفاعل مىباشد « جرىء » نائب فاعل و « سلفع » صفت « جرىء » است . معناى شعر : « در وقت دست به يقه شدن شدن آن مرد پهلوانان را و بررسى كردن اطراف خود در آن روز ، مقدر گرديده شده براى او - يعنى براى كشتن او - مردى صاحب جرأت و جسارت » . نكته : بايد دانست كه « بينا » اگر بعد از اسم ذات قرار گيرد ، آن اسم ، مرفوع بنابر ابتدائيت مىشود مانند « بينا زيد في الدار أقبل عمرو » و اگر بعد از آن اسم ، معنا - مصدر - قرار گرفت مجرور بالاضافه مىشود . السادس : ششمين نوع الف ، الف فاصله بين دو همزه است ، مانند آيهء شريفهء أَ أَنْذَرْتَهُمْ ( يس / 10 ) . كه در اصل « أ أنذرتهم » بوده كه الف فاصله ، بين همزه استفهام مجازى و الف باب إفعال قرار گرفته است سپس همزه اول در الف ادغام شده و به صورت مد در آمده است . بايد دانست كه دخول الف در اين مورد جايز بوده و واجب نمىباشد و براى وقوع اين الف در بين دو همزه فرقى نمىكند كه همزه دوم مسهله يا محققه باشد ، همزه مسهّله عبارت از همزهاى كه تقريبا به صورت حرف مد مناسب با حركت خود تلفظ مىشود مثلا اگر همزه مفتوح بود ، در هنگام تلفظ به صورت حرفى بين همزه و الف تلفظ شود و اگر مضموم بود به شكل حرفى بين همزه و واو
--> ( 1 ) - شرح شواهد المغني : 2 / 791 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 6 / 156 ، همع الهوامع : 1 / 211 ، شرح ابن يعيش : 4 / 34 ، الخزانة : 3 / 183 .